چند وقته گوشام صداهارو تغییر میدن، یعنی یه صدایی میاد مثل صدای بوق ماشین اما من صدای پرنده میشنوم، فکر میکنم همه دست به دست هم دادن تا من خوشم بیاد. خونه بغلی در حال خراب شدنه و هر لحظه صدای یواشی میاد از جنس عطسه با نظم و آهنگ خاصی اما در حقیقت صدای تیشه و کلنگه به یه سطح نازکی احتمالن ولی من فقط وقتی خیلی حواسم هست یادم میاد صدای چیه در باقی موارد همون صدای عطسه رو میشنوم.
جای کش شلوار و جوراب و بند سوتین تا ساعتها روی تنم میمونه، یکی از کارهایی که همیشه خوشم میومد دست کشیدن به جای انواع و اقسام کشها روی تنم بود. یه حسی داره مثل این که دقیقن جای خاریدن پشتت رو پیدا کردی و دستت رو میکشی روش و قلقلکت میاد از خوشی.
روزای خوشحال و توام با آرامشی رو میگذرونم و همهشو از خودم و رامین میدونم. درسمو بلاخره تموم کردم، تصمیمهای درست گرفتم، کارای جدید شروع کردم، روابط داغونمو سر و سامون دادم و خودمو فشار دادم برای خوب بودن، رامین هم به اندازه من جون کند تا این کارارو انجام بدم. یه روزایی در حالی که یه گوشه افتادم نگاه میکنم میبینم عه این همون جاییه که یه سال پیش آرزو داشتم توش باشم، خوشحال میشم و تا برنامهی بعدی با بینندگان عزیز خداحافظی میکنم.
جای کش شلوار و جوراب و بند سوتین تا ساعتها روی تنم میمونه، یکی از کارهایی که همیشه خوشم میومد دست کشیدن به جای انواع و اقسام کشها روی تنم بود. یه حسی داره مثل این که دقیقن جای خاریدن پشتت رو پیدا کردی و دستت رو میکشی روش و قلقلکت میاد از خوشی.
روزای خوشحال و توام با آرامشی رو میگذرونم و همهشو از خودم و رامین میدونم. درسمو بلاخره تموم کردم، تصمیمهای درست گرفتم، کارای جدید شروع کردم، روابط داغونمو سر و سامون دادم و خودمو فشار دادم برای خوب بودن، رامین هم به اندازه من جون کند تا این کارارو انجام بدم. یه روزایی در حالی که یه گوشه افتادم نگاه میکنم میبینم عه این همون جاییه که یه سال پیش آرزو داشتم توش باشم، خوشحال میشم و تا برنامهی بعدی با بینندگان عزیز خداحافظی میکنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر